مرتضى مطهرى

862

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

معلوم است كه اين آيه براى حكمت يعنى فكر و انديشه نيرو قائل است . اگر ريشهء تمام نيروها و اسِّ اساس ، منافع مىبود تكيه روى اهرم عقل و استدلال و اغناء فكرى ديگر معنى نداشت . همين‌طور تكيه روى موعظه و اندرز . در مكتب انبياء موعظه خودش نيرومند است ، نيرو دارد ، يك عامل است ، چرا ؟ علتش اين است كه اين جهان بينى براى انسان فطرت نهانى قائل است كه اين فطرت نهانى به گونه‌اى است كه اگر مبدأ و معاد را به يادش بياورند تكان مىخورد ؛ يعنى تذكر به مبدأ و معاد ، خودش يك عامل و اهرم حركت است ؛ كما اينكه حكمت و برهان هم خودش يك عامل حركت است . اينجاست كه به پيغمبر دستور مىدهد كه از اين دو وسيله استفاده كن . اينها عامل حركت هستند . جدال عامل ضد حركتِ مخالف است ، چون مجادله است . وقتى كه ديگرى مىخواهد از طريق مجادله مانع حركت تو باشد ، تو هم از همان ابزارى كه او مىخواهد به وسيلهء آن جلو كار تو را بگيرد براى خنثى كردن ابزار او استفاده كن . آيهء ديگر : قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ « 1 » . بياييد به سوى يك سخن كه ميان ما و شما متساوى است يعنى يك فكر و انديشه‌اى كه با ما و شما نسبت متساوى دارد . عقيده‌ها و اعتقادها دوگونه است : برخى اعتقادهاست كه به نفع يك گروه است و به ضرر گروهى ديگر ، يعنى نسبت اين عقيده با همه متساوى نيست . ولى يك عقيده هست كه همه را در خودش به نحو متساوى جا مىدهد يعنى نسبت متساوى با همه دارد . اينكه جز خدا و اللَّه چيزى را پرستش نكنيم ، هيچ كس جز اللَّه چيزى را پرستش نكند ، معلوم است كه اعتقادى است كه نسبتش با همهء افراد متساوى است . وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً و هيچ چيزى را شريك او قرار ندهيم . اللَّه را كه عبادت مىكنيم ، ديگر در كنارش چيز ديگر قرار ندهيم . وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ بعضى از ما بعض ديگر را ربّ خودش در مقابل خدا قرار ندهد ؛ يعنى ربّ ، ارباب ( به اصطلاح ) و مطاع منحصراً خدا باشد . همهء ما عبد يك ربّ باشيم و ربّ همهء ما يكى باشد . همه مطيع يك قدرت باشيم و يك قدرت مطاع همهء ما باشد . مىشود

--> ( 1 ) آل عمران / 64 .